الشيخ المفيد ( مترجم : محلاتى )
29
الإرشاد في معرفة حجج الله على العباد ( فارسى )
سپرده تا اينكه در ميان ايشان او را گشتند و آنها از او دفاع ننمودند ، و ( بدنبال آن ) براى جنگ كردن با حسين عليه السّلام بيرون رفته او را محاصره كردند ، و از رفتن او بشهرهاى خدا ( كه در روى زمين دارد ) جلوگيرى نموده ، و او را ناچار برفتن جايى كردند كه نه ياورى بدست آرد و نه گريزى داشته باشد ، و ميانهء او و آب فرات حائل شدند تا اينكه بر او دست يافته او را كشتند ، پس آن امام مظلوم عليه السّلام از دنيا برفت در حالى كه تشنه لب ، و مجاهد ، و شكيبا ، و پاداش جو ، و ستمديده بود ، بيعتش را شكسته ، و حرمتش را بر باد داده بودند ، به هيچ وعدهء با او وفا نكرده ، و رعايت عهد و پيمانى كه به گردن گرفته بودند ننمودند ، و شهيد شد چنانچه پدر و برادرش عليهم السّلام با اين احوال از دنيا برفتند . [ فصل ( 2 ) داستان مردن معاوية و فرستادن نامه از كوفيان و پاسخ آن حضرت و بيعت نكردن با يزيد بن معاوية ] از جمله اخبار كوتاهى كه در بارهء سبب دعوت آن حضرت عليه السّلام و بيعتى كه از مردم براى جهاد گرفت ، و شمهء از جريان كار آن حضرت عليه السّلام در خروج و كشتهشدنش رسيده روايتى است كه كلبى و مدائنى و ديگران از مورّخين نقل كردهاند . گويند : چون حسن عليه السّلام از دنيا رفت شيعيان عراق بجنبش در آمدند و براى حسين عليه السّلام نوشتند ما معاويه را از خلافت خلع كرده با شما بيعت ميكنيم ، امام عليه السّلام خوددارى كرد و براى ايشان يادآور شد كه همانا ميان من و معاويه عهد و پيمانى است كه شكستن آن جايز نيست تا زمان آن بپايان رسد و چون معاويه